کیستم؟! یک تکه تنهایی!

درخواست حذف این مطلب
نمی دونم چه بلایی سرم اومده ... این خود 170cmایستاده جلوی آینه قدی رو نمیشناسم!این یارو تو آینه لبخند میزنه جوری که دندوناش پیداست اما لبخندش خیلی تناسبی با احوال درونش نداره. ذهنش تب داره و پر تشویش و هر دقیقه از یه فکر به یه شاخه ی دیگه میپره ... بین دوستاش کم حرف میزنه و ترجیح میده هندزفریش تو گوشش بخونه ... سر سفره نگاهش به غذاست و مثلا گوشش به حرفای اعضای خانواده اما وقتی ازش وسط حرفا سوال میپرسن، میگه هان ؟!چی؟! خلاصه که خودش اینجا و دلش جای دیگریست ! و دقیقا هم نمیدونه کجا سیر میکنه ! ناراحت و افسرده هم نیست ! فقط خیلی با تنهایی و گفت و گوی درونی حال میکنه ! و جا داره بگم که بقیه از دستش عاصی شدن! اینجوری شدین تاحالا؟ !سر پرسودا ؟!